اسم این وبلاگ رو اقیانوس گذاشتم به یاد پدربزرگ
همیشه میگفت من دلم اقیانوسه
و واقعا دلش اقیانوس بود
دیروز دومین سالگرد رفتنش بود
رفتنی که من رو از خیلی چیزها جدا کرد...
پدربزرگ عزیز، یادت هست که دو دغدغه ی بزرگ داشتی وقت رفتنت؟ یادت هست که سفارشش را به همه کردی؟
..... حل شده اند.... اما میدانم که این روزهادلت از خیلی مسائل بوجود آمده گرفته است....
تلاش میکنیم حل شود...
و میشود...
دعایمان کن
تا وقتی که بودی میدانم که هرشب قنوت نماز شبت بودیم
دعای پدر برای فرزندانش مستجاب تر است
آن هم چه پدری....
خدا رحمتشون کنه و کنار آقا ابا عبدلله باشن
روحشون شاد
اصن بابابزرگ ها با رفتنشون ، خیلی از شادی ها رو میبرن.
ان شالله که هم نشین حضرت ارباب باشند
خدا رحمتشون کنه ، همنشین اولیا باشن
آخرین بار خجالت کشیدم باپدربزرگم خدافظی کنم 9سالم بود
رفت ودیگه برنگشت
پدربزرگ پدریم هم جرات نکردم برم ببینمش دوست داشتم باهمون هیبت یادم بمونه
ازاولی پشیمونم ولی دومی کاردرستتری بود
یهویادایناافتادم:D
خداهمشونو رحمت کنه
خدا رحمتشون کنه
تو سمانه خودمون هستی ؟
خدا پدر بزرگت رو بیامرزه : )
نه سمانه ی همسایه بغلیم !

خوبی خانم ناپیدا؟
خدارفتنگان شما رو هم رحمت کنه انشالله
ممنونم
خداوند رحمتشون کنه و با اهل بیت علیهم السلام محشور باشن
خدا ما رو هم رحمت کنه
خدا رحمتشون کنه
روحشون شاد.
ان شاءالله که باقی مسائل هم حل میشه ر:
ان شالله