بسم الله
خیلی حرف دارم برای گفتن
اما تا اطلاع ثانوی فرصت نوشتن های مفصل رو ندارم
باشد برای بعد از دفاع انشالله
التماس دعا
و من الله التوفیق
سمانه بانو
مورخ 29بهمن ماه سنه ی 1392 مقارن با 18 ام فوریه ی 2014 میلادی
اسم این وبلاگ رو اقیانوس گذاشتم به یاد پدربزرگ
همیشه میگفت من دلم اقیانوسه
و واقعا دلش اقیانوس بود
دیروز دومین سالگرد رفتنش بود
رفتنی که من رو از خیلی چیزها جدا کرد...
پدربزرگ عزیز، یادت هست که دو دغدغه ی بزرگ داشتی وقت رفتنت؟ یادت هست که سفارشش را به همه کردی؟
..... حل شده اند.... اما میدانم که این روزهادلت از خیلی مسائل بوجود آمده گرفته است....
تلاش میکنیم حل شود...
و میشود...
دعایمان کن
تا وقتی که بودی میدانم که هرشب قنوت نماز شبت بودیم
دعای پدر برای فرزندانش مستجاب تر است
آن هم چه پدری....
اینجا با وجود اشتراکات زیاد بین آدما
با وجود شباهت های زیاد
با وجود تنهایی
زمین تا آسمون بین آدما فاصله است
هیچ کس حرف دیگری رو نمیفهمه
هیچ کس تنهایی های دیگری براش مهم نیست
دلم از آدمای اینجا گرفته
همه خوبن
اما نمیشه ارتباط موثر و خوبی بین آدما برقرار کرد
شاید اونها هم روزی میخواستن مثل من با این موج بی مهریها مبارزه کنن اما ...
دیگه بودن با غریبه ها برام صفایی نداره
گاهی دلم برای اسلام میسوزه که فقط اسمش سر زبون هامونه ...